محمد يار بن عرب قطغان

37

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

لشكر گران بىكران و سپاه فراوان بىپايان به جهت استخلاص قلعهء سغناق متوجه شدند . و محمد خان شيبانى بعد از وصول مخالفان در قلعهء سغناق متحصن شده ( 23 ب ) اطراف و جوانب قلعه را مجددا احتياط تمام نموده و برندوق خان به آن سپاه بىكران آمده ، در حال ، آن قلعه را نگين‌وار در ميان گرفتند . القصه ، تا مدت سه ماه هر روز آتش حرب مشتعل بود و مخالفان را هيچگونه مقصود روى ننمود . تا عاقبة الامر مأيوس و مخذول شده ، خايب و خاسر « 1 » از دور آن قلعه برخاستند . و آن زمستان با محمد مزيد ترخان اتفاق نموده ، در حوالى اترار 51 طرح قشلاق انداختند . و ايام بهار اكثر اوقات ميان مخالفان و محمد خان شيبانى جنگ و نزاع بود . و چون محمد خان شيبانى به [ سغناق ] طرف نهضت فرمود ، مردم سغناق مثل صديق شيخ و چقماق يوزبيگى كه از آسيب فتنه و جنگ به تنگ آمده بودند ، برندوق خان را طلب داشته ، قلعهء سغناق را به او تسليم نمودند . بعد از گشتن چند روز حمزه بيگ منغيت با چهار هزار دلاور آمده ، محمد خان شيبانى را در قلعهء اوزكند محاصره كرد . چون لشكر خان به غايت قليل بود ، به ضرورت در آن قلعه تحصن فرمود . مدت يك ماه رمضان از طرفين جنگ و جدال و حرب و قتال روى مىنمود . و چون حمزه بيگ از مقاتله و محاصره هيچ گشادى نيافت و هيچ مرادى حاصل نشد ، آخرالامر شرمنده و شرمسار از اطراف اترار برخاسته ، عنان معاودت برتافت . و هم در آن ولا برندوق خان به اولاد جانى بيگ خان و محمد مزيد ترخان اتفاق نموده ، متوجه قلعهء ارقوق شده ، محمود سلطان را محاصره نمودند و مدت چهل روز از طرفين محاصره و مقاتله واقع شد . چون ناوك سعى مخالفان بر هدف مقصود نرسيد ، بلكه بعضى از دلاوران نامدار و مبارزان كامكار ( 24 الف ) مانند گراى خواجه عرب كه از بهادران نامى اردوى برندوق خان بود تلف گرديد ، بنابرآن برندوق خان چارهء كار منحصر در معاودت ديد و لشكر منغيت به تمامه از راه اوزكند متوجه ولايت خود شدند . 52

--> ( 1 ) . س : خاصر .